امروز دگر بار فضاي شهرمان به عطر شهادت آكنده شد

و اينبار آخرين سبك بال

وچه زيباست حضور غريبانه آخرين كبوتري كه حتي هنوز به ما رخ ننموده

شايد پنهان بودن همچون حضرت زهرا را به برگشتن به پيش ما ترجيح داده

سلام اي شهيد و درود بر تو

سلام ما را هم به نور دو عالم حضرت صديقه اطهر فاطمه زهرا (سلام الله عليها) برسان

 

شهيد جواد ايزدي

نام پدر: عبد الرحيم

تاريخ تولد:1/6/1340

تاريخ مفقوديت:23/4/61

محل مفقوديت: شلمچه – عمليات رمضان

 

خلاصه زنديگنامه:

    به تاريخ1/6/1340 در خانواده اي متدين به اسلام راستين در نوغاب به دنيا آمد دوران كودكي را همانند همسالان خود سپري نمود و در سن 7 سالگي وارد مدرسه شد و پس از اتمام دوران ابتدايي وارد دوره راهنمايي و متوسطه شد و موفق به اخذ ديپلم شد. در ايام فراغت و تعطيلي به امورات فرهنگي و ورزشي مي پرداخت و به ورزش فوتبال خيلي علاقمند بود. پس از اتمام تحصيل ، خود را جهت خدمت سربازي معرفي نمود . بعد از آموزش در پادگان 06 تهران در دژباني لشكر 92 زرهي اهواز مشغول به خدمت شد. اما در پاييز سال 60 بطور داوطلب به رسته پياده منتقل شد. و در عمليات بستان شركت نمود بعد ها هم در عمليات فتح المبين و بيت المقدس شركت كرد. به كتاب و كتابخواني علاقه وافر داشت و در تاسيس اولين كتابخانه نوغاب نقش بسزايي داشت و در بسيج نيز فعاليت مي كرد.

    قبل از انقلاب خانواده خود را با امام و عكس و نوار هاي ايشان آشنا كرد.هميشه در پيروي از ايشان كوشش مي نمود. هميشه توصيه مي كرد كه از مادر مواظبت كنيد وكاري نكنيد كه رنجي به او وارد آيد.

    يكي از اطرافيان مفقود نقل مي كند: كه حدود 6 يا 7 سال قبل شبي در خواب ديدم كه با مفقود در شهري گردش مي كنم. ناگاه به جاي مثل حرم مطهر امام رضا (ع) رسيديم. من واو خواستيم وارد شويم كه خادم آن حرم جواد را اجازه ورود داد اما به من اجازه ورود به آن مكان مقدس را ندادند.

در اوايل خرداد ماه سال 61 براي آخرين بار به مرخصي آمد و پس از اتمام مرخصي در عمليات رمضان شركت نمود و مفقودالاثر گرديد.

 

بر گرفته از مطالب موجود در پايگاه بسيج امام رضا (ع) نوغاب